color option
loader

Author: Pooria Shariatzadeh

سه دلیل برای اینکه همه باید برنامه نویسی یادبگیرند

استیو جابز گفته است: “همه باید برنامه‌نویسی را یاد بگیرند … چون منطق شما را بالا میبرد و به شما یاد میدهد که چگونه فکر کنید”. برنامه‌ نویسی کامپیوتر یک ابزار فوق العاده انعطاف پذیر است که می‌توانید از آن برای انجام کارهای شگفت انگیز یا حتی غیرممکن استفاده کنید. اگر از یک گوشی هوشمند و یا از یک برنامه چت استفاده می‌کنید یا اگر با یک دکمه درهای خودرو خود را باز می‌کنید، باید بدانید که همه اینها از نوعی برنامه‌نویسی استفاده می‌کنند. در حقیقت، نرم افزار زندگی شما را اجرا می کند.

به عنوان مثال، میتوانید برنامه ای بنویسید که به طور خودکار با استفاده از برخی کلمان از پیش تعریف شده، به پیامک های دریافتی روی گوشی‌تان پاسخ دهد. مثلا وقتی پیامکی با عنوان “سلام” دریافت کرد، بدون اینکه شما پیام را ببینید به آن پیام پاسخ “سلام! چه خبر؟” را ارسال کند. همچنین میتوانید آن را به گونه ای برنامه ریزی کنید که به افراد خاصی در لیست تماس‌تان پاسخ دهد. این میتواند هیجان انگیزتر از آن چیزی که فکر میکنید برنامه نویسی شود.

وقتی برنامه نویسی را یاد میگیرید به این معنی نیست که شما حتما باید برنامه‌های بزرگی مثل قیسبوک یا Dropbox بسیازید.کمی به عقب برمیگردیم تا ببینیم که برنامه‌های بزرگی مانند فیسبوک،تلگرام،یوتیوب و … چگونه بوجود آمدند.یک نیازی وجود داشت، کسی از کمبود چیزی رنج میبُرد و پس از آن جرات کرد به آن نیاز پاسخ دهد. او می دانست که راهی برای حل این مشکل وجود دارد و همه چیز را احتمالا برای خود و دیگران آسان می‌کند. شما مجبور نیستید برنامه‌نویسی کامپیوتر را برای حل مشکلات جهانی یاد بگیرید، اما می‌توانید با برنامه‌نویسی به راحتی مشکل خود را حل کنید. در ادامه به دلایلی برای اینکه کدنویسی را یاد بگیریم پی میبریم:

کدنویسی، ساختار تفکر و خلاقیت را توسعه می دهد
وقتی برنامه‌نویسان با مشکلی مواجه میشوند، سریعا شروع به کدنویسی نمیکنند. وقتی مشکلی را میبینید، باید آنرا به قطعه‌های کوچک قابل حل تقسیم کنید و سپس شروع به حل آن کنید. افرادی که برنامه‌نویس نیستند، به ندرت مشکلات را به این نحو حل میکنند. وقتی شما برنامه‌نویسی را یاد میگیرید، عادت میکنید تا با این ساختار بسیار کار کنید. شما در واقع مغزتان را برنامه‌ریزی میکنید تا همه مسائل را به تکه‌های کوچکی تقسیم کند و همه چیز را بهتر درک کند. شما شروع به منطقی فکر کردن میکنید و این موجب افزایش هوش وخلاقیت‌تان میشود.

برنامه نویسی همه چیز را برایتان آسان میکند
یک برنامه ساده کامپیوتری قادر به تغییر تمام چیزهایی که میخواهید است. میتوان چیزی را که با فشار یک دکمه کار خاصی را میکند، را برنامه‌ نویسی کرد تا همان کار را برایتان با استفاده از گوشی هوشمندتان،چشمک زدن و یا دوبار دست زدن نیز انجام دهد. بله شما میتوانید لوازم الکتریکی را با تلفن هوشمند کنترل کنید و آنها را خاموش/روشن کنید.

چیزهایی مانند فرم‌های آنلاین که دائِما به ورودی نیاز دارند و شما مجبور به پرکردن آنها با وارد کردن نام،نام خانوادگی و سایر اطلاعات هستید، با یک برنامه‌نویسی ساده که فقط یکبار این اطلاعات را از شما دریافت می‌کند، قادر به پرکردن آنها به طور خودکار فقط با یک کلیک ساده شما هستند. بله این کاملا ممکن میباشد. چیزهای ساده‌ای در کار بر روی صفحات اکسل می‌تواند شما را به دلیل کار دستی که نیاز دارد دیوانه کند؛ شما می‌توانید برنامه‌های کوچک را برای کمک به خودتان و راحتی کارتان بنویسید.

فرض کنید شما یک کار در صفحه اکسل دارید.باید محتویات ستون های ۲، ۳ و ۴ را اضافه کنید و سپس میانگین محتویات را پیدا کنید. اگر شما این کار را چند بار در هر روز انجام دهید، این یک بی‌نظمی نیست؟ حالا اگر یک برنامه کوچکی بنویسید که میتواند تمامی این کارها را همزمان انجام دهد، زمان و تلاش خود را صرفه جویی خواهید کرد و اینکار ۱۰۰ برابر کارآمدتر خواهد بود.

حتما تا به حال بر روی گوشی‌هوشمند خود شطرنج بازی کردید. اما چقدر حرفه‌ای و شکست ناپذیر بازی میکند؟ یعنی میتوان گفت که آیا تلفن‌تان از شما باهوش تر است؟ این برنامه‌نویسی شده است تا مقابل هر حرکتی را که شما احتمالا در هنگام بازی شطرنج انجام می‌دهید،به صحیح ترین شکل بازی کند و به حرکات شما پاسخ دهد. همین چیز برای تمامی بازی‌های گوشی‌هوشمند یا کامپیوتر تان انجام شده است.با ترفندهای برنامه‌نویسی، شما میتوانید ابزارهای شخصی‌تان را برای راحت‌تر کردن زندگی خود بسازید.

برنامه نویسی به شما پافشاری را می‌آموزد
هنگامی که شما برنامه نویسی کامپیوتر را یاد میگیرید، با توجه به راه‌حل ها، مشکلاتی را نیز می‌بینید. مغز شما هم مانند این عمل میکند. هنگامی که پس از یادگیری به یک مشکل مواجه می‌شوید، شروع به پیش‌بینی راه های ممکن برای حل آن خواهید کرد. شما حتی ممکن است برخی از نتایج خوب را از آن پیش بینی کنید. با این همه مشکل ممکن است به نظر برسد، شما مصمم به انجام هر کاری هستید. شما خود را به یک فرد مبتنی بر راه حل معرفی می‌کنید.

برنامه نویسان باید در مورد یک مشکل منطقی فکر کنند. هنگامی که شما شروع به یادگیری کدنویسی میکنید، دیگر از شرایط دشوار زندگی روزمره نمی‌ترسید. بارها و بارها تلاش میکنید. بسیار صبور می‌شوید زیرا میدانید همیشه یک راه حل وجود دارد. این فقط نیاز به تلاش بیشتری دارد، همانطور که وقتی خطایی هنگام ساخت یک برنامه اتفاق می‌افتد، آن را اجرا میکنید، و چندین بار آنرا برای رسیدن به راه‌حل کامل و نهایی، اشکال‌زدایی میکنید. برنامه نویسی کامپیوتر کار بسیار قدرتمند است. حتی اگر شما فقط اصول برنامه‌نویسی را می‌دانید، میتوانید بسیاری از راه‌حل ها را تصور کنید و میتوانید مشکلات خود (و شاید جهان) را حل کنید. یادگیری برنامه‌نویسی یک ابزار فوق‌العاده ای برای تقویت اعتماد به نفس‌تان است. این وافعا شگفت‌انگیز است.l

منبع::کدفرند

چگونه بیت کوین می تواند کلیدی برای صلح جهانی باشد

.بلاک چین راهکاری برای سیستم مالی دنیا
جیمی سانگ یکی از شناخته شده ترین توسعه دهندگان بیت کوین می گوید که بیت کوین به عنوان یک ارز دیجیتال پیشرو می تواند ابزاری قدرتمند برای برپایی انقلابی صلح آمیز باشد.

سانگ در مصاحبه اخیرش با مجری بخش کسب و کار کانال روسیه امروز، مکس کیسر، درباره بیت کوین صحبت کرد و گفت: “بزرگترین دست آورد بیت کوین عدم تمرکز قدرت مالی است. اگردولت و کسب و کارهای بزرگ در کنار همدیگر قرار بگیرند به هر آنچه می خواهند دست می یابند.”

سانگ در ادامه می گوید که ارزهای دیجیتال به دلیل اینکه یک نوع دارایی غیر متمرکز هستند می توانند باعث غلبه افراد بر سلطه شرکت ها و دولت شوند. وقتی درباره حکومت صحبت می کنید و شما درباره پیروزی کاربر در برابر انحصارها، شرکت ها ، طبقه ثروتمند صحبت میکنید… به نظر می رسد که بیت کوین یک ارز مقاوم است. بیت کوین باید ارزی باشد که تمامی این تحرکات جهانی را یکپارچه کند.

علاوه بر این سانگ می گوید که اگر جلیقه زردها واقعا خواستار تغییر هستند باید با غیر متمرکز کردن سیستم مالی شروع کنند.

تمامی این جنبش های اعتراضی – و آنچه انجام می دهند بستگی به فردی دارد که مسئول آنها است. آنها باید واقعا کنترل قدرت را باز پس بگیرند و قدرت را غیرمتمرکز کنند. این کار نیز با بیت کوین شروع می شود.

بر اساس گزارش CNN،این بنیانگذار می گوید که جلیقه زردها به جای اینکه در خیابان ها تظاهرات کنند که خطر آسیب دیدگی و حتی مرگ برای آنها دارد باید آنها در پشت صحنه کار کنند تا بتوانند همه را از زنجیره بانک های بزرگ و دولت های بالادست رها کنند. “با بیت کوین میتوان به یک انقلاب صلح آمیز دست یافت.”

به قیمت توجه نکنید
هنگامی که از سانگ در مورد بازار رو به افزایش سوال شد او جواب داد که بهتر است توسعه دهندگان از جمله خود او این بخش را نادیده بگیرند. او ادامه داد و گفت:” من فکر می کنم که بیت کوین یک سافرپانک ایده آل است، بنابراین در حال حاضر مسئله اصلی حقیقتا درباره قیمت نیست. افرادی که در این زمینه کار می کنند اعتقاد دارند که در طولانی مدت جواب خواهد داد. ما برای یک

مسیر طولانی در این راه قدم گذاشته ایم.

source : extoman.co

نام شرکت‌های معروف و منشأ عجیب آنها

پپسی، کوکاکولا

بی‌ام و، بوئیک

رولکس، سواچ

هر جفت از محصولات بالا، از یک نوع و یک کیفیت هستند، بااین‌حال باز هم بعضی افراد محصول یک شرکت را صرفا بر اساس نام یا حسی که القا می‌کند، خریداری می‌کنند. به همین دلیل هم بسیاری از استارتاپ‌ها حداکثر تلاش خود را برای انتخاب اسم می‌کنند. ازجمله دلیل انتخاب نام شرکت‌ها می‌توان به این موارد اشاره کرد: مشتریان آن‌ها به‌سادگی بتوانند محصولات را شناسایی کنند یا نام شرکت نشان‌دهنده‌ی وضعیت یا روح شرکت باشد، یا حتی دلایل ساده‌ای مثل موجود بودن دامنه‌ی وب‌سایت را برای انتخاب اسم در نظر می‌گیرند. بااین‌همه تاریخچه‌ و داستان انتخاب اسم بعضی از بزرگ‌ترین شرکت‌ها منحصر‌به‌فرد و جذاب است. در ادامه به داستان جالب انتخاب نام چند شرکت معروف اشاره شده است.

[Photo: Rahul Chakraborty/Unsplash]

آمازون

آمازون یکی از بزرگ‌ترین، تأثیرگذارترین و سودبخش‌ترین شرکت‌های روی کره‌ی زمین بوده که در کمتر از ۲۵ سال به این جایگاه رسیده است. این شرکت کار خود را با فروش کتاب شروع کرد و امروزه هر کالایی از هر نوعی را به فروش می‌رساند؛ اما چرا شرکتی که کار خود را به عنوان یک فروشنده‌ی کتاب شروع کرده، باید نام آمازون را برای خود انتخاب کند.

بر اساس یکی از داستان‌های معروف در مورد انتخاب نام این شرکت، جف بزوس بنیان‌گذار این شرکت به این دلیل آمازون را انتخاب کرده که در سال ۱۹۹۴ موتورهای جست‌وجو نتایج را بر اساس حروف الفبا برمی‌گردانند و ازآنجا که آمازون با حرف A شروع می‌شود، احتمال نمایش آن در صدر نتایج افزایش می‌یافت. بزوس در مورد انتخاب این اسم می‌گوید، به این دلیل نام آمازون را انتخاب کرده است که نام بزرگ‌ترین رودخانه‌ی جهان است و او هم روزی آرزو داشت سایت خود را به بزرگ‌ترین کتاب‌فروشی جهان تبدیل کند.

اما این فقط نیمی از ماجرا است. این شرکت قبل از انتخاب نام آمازون، دو نام دیگر را برای خود انتخاب کرده بود. نام اول کادابرا به معنی سحر و جادو بود، زیرا در آن زمان خرید آنلاین مثل جادوگری، شگفت‌انگیز و سحر‌‌آمیز بود. اما پس از آنکه وکیل بزوس به او گفت این اسم مانند کلمه‌ی cadaver (به معنی جسد) شنیده می‌شود، تصمیم گرفت آن را کنار بگذارد.

زوس نام دیگر Relentless به معنی بی‌رحم را ثبت کرد و حتی نام دامنه‌ی خود را به Relentless.com تغییر داد؛ اما دوستان بزوس به او گفتند این اسم، وجهه‌ای خشن و تهدید‌آمیز را به شرکت می‌دهد.

با توجه به این که بزوس امروزه ثروتمندترین فرد در کل دنیا است (با ثروت حدودی ۱۵۰ میلیارد دلار)، پس می‌توان نتیجه گرفت کنار گذاشتن اسامی وحشت‌آور و خشن و تغییر نام شرکت به آمازون برای او کارساز بوده است.

[Photo: Xavier Wendling/Unsplash]

اپل

امروزه نام اپل مترادف با کامپیوتر و موبایل است اما در سال ۱۹۷۶ یعنی هنگامی که این شرکت تأسیس شد، نام‌گذاری یک شرکت بر اساس یک میوه کمی عجیب بود. در آن زمان انتخاب نام‌های مرتبط با فناوری برای شرکت‌های کامپیوتری رایج بود. برای مثال می‌توان به مایکروسافت یا IBM اشاره کرد. پس نام اپل از کجا آمده است؟ به گفته‌ی یکی از بنیان‌گذاران این شرکت، استیو وزنیاک که در سال ۲۰۰۶ کتاب خود با عنوان iWoz: از خوره‌ی کامپیوتر تا نماد فرهنگی را منتشر کرده است، قضیه از این قرار بوده است:

دقیقا چند هفته از پیشنهاد نام تجاری گذشته بود. به یاد می‌آورم به همراه استیو جابز از فرودگاه برمی‌گشتیم. استیو از جلسه‌ای در اورگان در محلی به نام باغ سیب بازمی‌گشت. این منطقه یک نوع مزرعه‌ی مشترک بود. او نام Apple Computer را پیشنهاد داد. من به او Apple Records را پیشنهاد دادم که نام لیبل بیتلز بود. ما خیلی سعی کردیم اسمی مناسب و مرتبط با فناوری را انتخاب کنیم اما نتوانستیم اسم خوبی را پیدا کنیم. Apple خیلی بهتر بود، بهتر از هر اسمی که فکرش را می‌کردیم!

این داستانی بود که استیو جابز چند سال بعد برای والتر ایزاکسون تعریف کرده بود. ایزاکسون در بیوگرافی جابز (سال ۲۰۱۱) می‌نویسد:

جابز آن موقع در حال گذراندن یکی از رژیم‌های میوه‌ای خود بوده و روزی از یک مزرعه‌ی سیب بازمی‌گشته که به نظرش آمده کلمه‌ی سیب، بامزه و روح‌بخش است و از طرفی ترسناک هم نیست.

نام این شرکت به‌خوبی در دنیای فناوری شناخته شد تا جایی که وقتی جابز در ژوئن ۲۰۰۷ در Macworld Expo به معرفی آیفون پرداخت اعلام کرد پسوند کامپیوتر را از نام شرکت خود حذف کرده است. مک، آیپاد، Apple Tv و iPhone برخی محصولات این شرکت هستند. از میان این دستگاه‌ها تنها مک، کامپیوتر است به همین دلیل جابز پسوند کامپیوتر را حذف کرد.

[Photo: Flickr user Mike Mozart]

BANANA REPUBLIC

در ۱۹۷۸ مل و پاتریشیا زیگلر شرکتی به نام Banana Republic Travel & Safari Clothing Company تأسیس کردند. آن‌ها در طی سفر کاری خود و پس از جمع‌آوری کالاهای منحصربه‌فرد پوشاک در سراسر جهان به این ایده رسیدند. به همین دلیل در ابتدا یک مغازه در کالیفرنیا گرفتند و در آن به فروش کالاهای مسافرتی و کاتالوگ‌های سفرنامه می‌پرداختند. GAP در سال ۱۹۸۳ Banana Republic Travel & Safari Clothing Company را خرید و نام آن را به Banana Republic تغییر داد. امروزه این شرکت در سراسر جهان ۶۰۰ شعبه دارد.

اما چه داستان جذابی پشت انتخاب این اسم عجیب وجود دارد؟ مسئله اینجا است که نام این شرکت تغییر نکرده است. بسیاری از افراد نام Banan Republic (به معنی جمهوری موزی) را توهین‌آمیز می‌دانند؛ زیرا از این اسم به عنوان یک عبارت تحقیرآمیز برای کشورهای کوچک در آفریقا یا آمریکای جنوبی استفاده می‌شود، کشورهایی که اکثر جمعیت آن‌ها را سیاه‌پوست‌ها یا رنگین‌پوستان تشکیل می‌دهند، همچنین دولت فاسد و ناپایداری دارند که رهبران آن‌ها از مؤسسه‌های خارجی مثل شرکت‌های قدرتمند ایالات‌متحده دستور می‌گیرند.

به نقل از گریوتز ریپابلیک، این اصطلاح برای اولین بار توسط نویسنده‌ی آمریکایی او. هنری در سال ۱۹۰۱ برای توصیف هندوراس و کشورهای همسایه به کار رفت، در آن زمان شرکت‌های آمریکایی دست به استثمار منابع طبیعی این کشورها زده بودند. در این نمونه، هندوراس به خاطر محصول موز، تحت استثمار شرکت‌ United Fruit قرار داشت. این استثمار به ضرر ساکنین بومی این کشورها بود. امروزه نام شرکت United Fruit به Chiquita تغییر پیدا کرده است، شرکتی که موز را به خواروبارفروشی‌های سراسر کشور عرضه می‌کند. باوجود اشاره‌های اقتصادی، اجتماعی استعماری و منفی این عبارت، تعجب‌آور است که هنوز پس از ۳۵ سال از آن استفاده می‌شود و Gap نام Banana Republic را تغییر نداده است و حتی با کوتاه کردن اسم اصلی شرکت، بیشتر بر آن تأکید کرده است. به گفته‌ی مل زیگلر:

به چه قیمتی این اسم باید انتخاب شود. امیدوار بودم اسم را تغییر دهند، این اسم هیچ ربطی به هدف اصلی شرکت ندارد.

[Photo: Kyle Loftus/Unsplash]

استارباکس

این روزها تا اسم قهوه می‌آید، مردم ناخودآگاه یاد استارباکس می‌افتند؛ اما آیا از خود پرسیده‌اید استارباکس دقیقا به چه معناست؟ نام این شرکت که در ۱۹۷۱ تأسیس شده، مسلما از نام بنیان‌گذاران آن گرفته نشده است. پس سرچشمه‌ی اصلی آن کجاست؟

بر اساس مصاحبه‌ی بوکر با سیاتل تایمز در سال ۲۰۰۸، این اسم از میان صدها اسمی که مؤسسان شرکت یعنی جری بالدوین، ژف سیگل و گوردون بورکر در نظر گرفته بودند، انتخاب شده است. استارباکس به شکلی خطرناک با اسم Redhook قرابت دارد. بوکر می‌گوید:

آن موقع فهرستی از اسم‌ها را بررسی می‌کرد و به‌صورت تصادفی تقریبا ۱۰۰ اسم را انتخاب کردم با ادامه دادن این روش تصادفی درنهایت به شش اسم رسیدم. در کافه‌ای در خیابان ویرجینیا نشسته بودم و یکی یکی اسم‌ها را کنار می‌زدم که اسم Redhook چشم مرا گرفت. در آن زمان نمی‌دانستم این اسم نام یکی از صنایع در منطقه‌ی بروکلین است. تمایل داشتم از اسم‌هایی استفاده کنم که حرف k را در خود دارند. کیفیت انسدادی صوت این حرف برایم خوشایند بود، طوری که انگار نفس را قطع می‌کرد.

یک انتخاب بالقوه‌ی دیگر Cargo House بود که به گفته‌ی بوکر انتخاب بدی بود؛ اما به عقیده‌ی شریک تبلیغات سازمانی بوکر کلماتی که با st شروع شوند حس قدرت را القا می‌کنند. بوکر می‌گوید:

یک نقشه‌ی قدیمی معدن از آبشارها و کوهستان‌ها داشتم که نام یک شهر قدیمی به نام استاربو در آن توجه من را به خود جلب کرد. وقتی استاربو را دیدم، ناگهان به یاد همکار ملویل در افسانه‌ی موبی دیک افتادم که نامش استارباک بود؛ اما موبی دیک هیچ ارتباط مستقیمی به استارباکس نداشت. انتخاب این نام کاملا تصادفی بود. در بسیاری از منابع اشاره شده است ناخدای کشتی پیکاد عاشق قهوه بوده است؛ اما شخص دیگری گفت این قهوه‌ی محبوب در کتاب نبود بلکه در فیلم به آن اشاره شده بود؛ اما تا آنجا که من می‌دانستم موبی‌دیک هیچ ربطی به قهوه نداشت.

منابع الهام‌بخشی برای انتخاب نام شرکت‌ها وجود دارد، اما انتخاب یک باغ سیب، رودخانه یا یک داستان مرتبط با فرهنگ جامعه هم می‌توانند منابع خوبی برای انتخاب اسم یک شرکت باشند.

منبع: zoomit

کودکتان را کارآفرین کنید!

چه مهارت هایی برای کارآفرینی می‌توانیم به دانش آموزان در مدرسه آموزش دهیم؟

ما می‌توانیم به دانش آموزانمان در مدرسه آموزش کارآفرینی دهیم و به آن‌ها بیاموزیم که موفق شوند. می‌توانیم یک دانش آموز را برای ساخت سیستم عامل ها آماده کنیم. به او اعتماد به نفس بدهیم و قدرت تشخیص الگوهای پیروزی و شکست را به او آموزش دهیم. ما می‌توانیم از او یک کارآفرین بسازیم.

ساخت برنامه های اساسی و پلت فرم ها

علاوه بر مهارت ها، توانایی تفکر خلاقانه چیزی است که اغلب افراد موفق را از افراد معمولی متمایز می‌کند. با آموختن این سیستم ها فرد می‌تواند برای تحویل ارزش ها و رقابت ها بهتر عمل کند. وبلاگ ها و پادکست ها در واقع پلت فرم هایی هستند که کارآفرینان از آن برای رسیدن به مشتریان بالقوه استفاده می‌کنند.

مدارس در حال حاضر ایجاد محتوا را آموزش می‌دهند اما اغلب به شیوه مفید و اصولی نیست. بچه ها آن را فقط در حد کلاس یاد می‌گیرند نه برای استفاده در کارآفرینی.

برندسازی شخصی

بچه ها همیشه می‌دانند چه چیزی دوست دارند اما نمی‌دانند چه چیزی برایشان اهمیت دارد. آن‌ها تحت تاثیر همسالان خود و رسانه ها قرار می‌گیرند.بازاریابان مجموعه ای از استراتژی ها را برای تغییر عقاید آن‌ها پرورش داده اند. روانکاوان از تکنیک های تبلیغاتی مانند جذابیت، طنز، کمبود، ترس، ثبات اجتماعی و غیر برای تاثیر گذاری بر روی افراد استفاده می‌کنند.

اما اگر یک نوجوان وقت خود را صرف برندسازی برای خود کند، که شامل بازتاب ارزش های شخصی او است می‌تواند خود را آگاه تر کند و از این آگاهی برای تاثیرگذاری مثبت بر جهان استفاده کند.

تولید محصول یا خدمات

در حالی که آمار شکست استارت آپ ها بسته به معیارهای تعریف شده برای شکست بسیار متفاوت است، طبق یک نظر سنجی از 101 استارت آپ شکست خورده، دلیل اصلی شکست این بوده است که مصرف کنندگان آن محصول را نمی‌خواستند. همچنین قیمت گذاری و هزینه های بالا نیز دیگر عوامل شکست استارت آپ ها و بی نتیجه ماندن کارآفرینی آن‌ها شناخته شده است.

بنابراین ما می‌توانیم به دانش آموزان آموزش هایی برای توسعه رویکردهای تولید و ایجاد محصولات و خدماتی که افراد واقعا به آن نیاز دارند بدهیم.

منبع: www.entrepreneur.com

fa_IRPersian
en_USEnglish fa_IRPersian